Tuesday, 30 September 2014

Talking with Sanat Mahmudova


Photo by  Amin Bavandpour

 رقص محلی به گل وحشی خودرویی می ماند، که حتی در جوامعی که دولت مردان آن نه تنها مشوق رقص نیستند، بلکه آنرا عملی ناشایست و شایسته توبیخ می خوانند، هم شکوفا می شود.  کمتر رقصی گویایی رقص های فولکلوریک یا محلی را در بیان ساختار فرهنگی، عادات و روش های زندگی مردم هر منطقه دارد. گاهی نیز موسیقی و رقص محلی به اسب چموشی می ماند که حتی با لگام زبان و مرزهای جغرافیایی نیز مهار نمی شود. صنعت می گفت با اینکه زبان فارسی را کاملا متوجه نمی شود، جاذبه و جادوی موسیقی و آواز محلی ایران او را دگرگون می کند و اشک را به چشمانش جاری. مادرش که همیشه به رقص علاقه داشته مشوق اصلی او بوده. وی حتی در دورانی که صنعت را حامله بوده نیز می رقصیده و بدین گونه صنعت از قبل از اینکه به جهان وارد شود، از چشمه جوشان هنر توشه برده ... گمانم خیلی سریع رفتم، بهتر است کمی به عقب برگردم و از ابتدای صحبتم با صنعت1 شروع  کنم

برای معرفی بیشتر کمی در مورد خود بگو
در ازبکستان متولد شدم، در خانواده ای هنردوست بدنیا آمده ام و تنها فرزند پدر و مادرم هستم. رقص محلی ازبکستان را در کشورم آموختم. سپس در منچستر تاتر و رقص خواندم

در مورد معنی اسمت هم لطفا توضیح بده
صنعت اسمی ایرانی است به معنی هنر.  این اسمی است که مادرم برای من انتخاب کرده و همیشه می خواسته که من به رقص رو بیاورم

چطور به رقص علاقمند شدی؟
می توانم بگویم که همیشه به رقص علاقه داشته ام و رقص در خون من است. مادرم با وجود علاقه اش به رقص، موفق به دنبال کردن آن به بطور حرفه ای نشد و به حرفه معلمی رو آورد. ولی همیشه مرا تشویق به رقص کرده. در خانواده، پدربزرگم و مادرم مشوقین اصلی من بودند. بخصوص مادرم که همیشه موقعیت آموختن رقص را در اختیار من می گذاشت

به حمایت خانواده اشاره کردی، آیا پدر و مادرت شاهد اجرای تو در اینجا بوده اند؟ 
اینجا نه، ولی رقص مرا در کشور خودمان دیده اند. هنوز بعد از 12 سال هم رقص های قدیمی من را در شوهای تلوزیون ازبکستان نشان می دهند. گاهی نیز با مادرم تماس می گیرند و خواهان رزرو من برای اجرای برنامه می شوند. ما رقصنده های زیادی داریم ولی معمولا هر آرتیستی رقصنده خودش را انتخاب می کند و من از این بابت کاملا خوش شانس بوده ام و همیشه انتخاب شده ام

فرزندان خودت چطور؟ به رقص یا اصولا هنر علاقمندند؟
دخترم که اکنون به حقوق رو آورده به رقص علاقه داشت ولی من موافق نبودم. رقص، حرفه ای بسیار سخت است و سیاست بازی ها خاص خود و پیامدهایی از قبیل جراحت را داراست. پسرم هم به صورت حرفه ای در سطح بین المللی شنا رقابت می کند

حال که اینجا ساکنی، دلت بیشتر برای چه چیز ازبکستان تنگ می شود؟ 
برای هوا، مخصوصا آفتاب، غذا و مردم دلتنگ می شوم

در وب سایت رسمیت1 اشاره کردی که استادان مشهوری داشتی. چه کسی را به عنوان موثرترین استاد خود معرفی می کنی؟
مادرم در درجه اول و گلمیرا2 که او را دوست، استاد و خواهر خود می دانم و هنوز هم با هم در تماس هستیم 

آیا طراحی رقص هایت را خودت به تنهایی انجام می دهی؟
 بله. البته با دوست و استادم گلمیرا مشورت می کنم و نظر او را نیز در مورد حرکات می پرسم

چه کسی طراحی لباس هایت را انجام می دهد؟
طراحی لباس ها محصول مشترک بین خواسته های من و نظر گلمیرا است. انتخاب پارچه  هم در ازبکستان انجام می شود

به رقص های مختلفی از جمله رقص ازبکی، فارسی، ترکی و غیره علاقه داری. فکر می کنی شباهتی بین این رقص ها وجود دارد؟
به نظر من شبیه هم هستند مخصوصا موزیک و معانی اشعار. البته سبک حرکت، تکنیک ها و روایات هر یک خاص منطقه ای خودش است مثلا دررقص فارسی حرکات نرم تر هستند و  با ناز بیشتری انجام می شوند ولی رقص ازبکی سفت و سخت تر است از نظر تکنیکی دشوارتر

از میان رقص هایی که انجام می دهی، رقص مورد علاقه ات کدام است؟
من رقص با روایت ایرانی را خیلی دوست دارم. چون داستان سرایی ایران قدیم از نظر احساسی قابل لمس است و بار معنوی دارد. این گفته من بعضی ها را ناراحت می کند ولی دست خودم نیست که وقتی به برخی از موزیک های کلاسیک ایرانی گوش می کنم، اشک به چشمانم میاید. می توانم موزیک را احساس کنم. توضیحش سخت است ولی انگار موزیک وارد قلبم می شود و من باید احساسم را در قالب حرکات بیان کنم و این اثر موزیک است حتی قبل از اینکه به اشعار گوش بدم

  به معنی اشعار هم در طراحی رقصت توجه می کنی؟
حتما، از ترجمه اشعار استفاده می کنم.  البته برخی اوقات حتی وقتی که کلمات را متوجه نمی شوی تجربه و ریتم معنی آنها را می رساند. زبان ازبک با اینکه از خانواده ی زبان های ترک هست، کلماتی فارسی هم دارد وجود همین کلمات مشابه به درک کلی من از شعر کمک می کند. دوستان ایرانی من، نسرین و امیر، که مثل خانواده من در اینجا هستند، وقتی رقصم را طراحی می کنم بهم می گویند که آیا حرکاتم با معانی شعر هم خونی دارد یا نه. برخی اوقات آنها از من می پرسند که چطور معنی را متوجه شدی؟ ولی خودم هم پاسخ این سوال را نمی دانم 

رقص انفرادی را ترجیح می دهی یا گروهی؟
  در اجرای انفرادی طیف وسیعتری از حرکات را می شود به نمایش گذاشت بدون اینکه نگران شکل گروهی حرکات باشی. در اجرای گروهی باید بر طبق فرمت خاصی حرکات را هدایت و یا دنبال کنی ولی کلا هر دو نوع را دوست دارم

 وقتی برای اجرا آماده می شوی، چند ساعت در هفته تمرین می کنی؟
معمولا هر روز تمرین می کنم. حدود 4 - 3 ساعت در روز

حتی اگر نخواهی برای اجرایی آماده بشی؟
بله. معمولا هر روز ورزش می کنم. این امر مانع از جراحت بدنم در اجراها می شود و بدنم را روی فرم نگه می دارد. کلا کسی که حرفه ای می رقصد مثل یک ورزشکار حرفه ای می ماند و  تا شش ساعت در روز هم نیاز به تمرین دارد. منهم در ابتدا کارم همین بود.  در حال حاضر بطور معمول 4 تا 5 بار در هفته شنا می کنم. رقص فقط حرفه ی من نیست، سرگرمی من هم هست. کلا موزیک زندگی من است. گاهی موزیک را می گذارم و شروع به آشپزی می کنم ولی وقتی موزیک شروع می شود از آشپزی غافل می شوم. چراغ گاز را خاموش می کنم و به رقص می پردازم و بعد از آن به آشپزی برمیگردم. برخی اوقات هم ممکن است که خواب باشم و حرکاتی در خواب بمن الهام بشود. در این صورت بلند می شوم و آنها را ثبت می کنم

 در چندین نقطه از جهان برنامه داشتی. کشور مورد علاقه ات کدام بوده؟
 من به آمریکا، فقفاز، اروپا و آسیا سفر کردم. ژاپن را خیلی دوست داشتم و خاطرات خوشی از آنجا دارم. کشور زیبایی است و مردم آنجا خیلی بهم احترام می گذارند.  ضمنا مالزی را هم دوست داشتم

رقص سنتی ژاپن شبیه رقص های دیگری است که انجام میدهی؟
نه در رقص آنها معمولا حالت چهره ثابت و بدون تغییر باقی می ماند. یکجورایی مثل عروسک. البته رقص آنها هم بسیار پر معنی است ولی به سبک خودشان. در رقص ما بار احساسی بیشتری در صورت نمایان هست 

با فرهنگ های مختلف در تماس هستی. آیا اجراها با گروه های مختلف به یادگیری خودت (نه فقط در رقص، در شیوه زندگی) هم کمک می کند؟  منظورم این است که آیا از آنها چیزی هم یاد می گیری؟ 
کشور من ریشه در فرهنگ های مختلف از قبیل آذری، ارمنی، یهودی، تاجیک و روسی دارد و من همیشه با افراد مختلف در تماس بودم  و هیچ وقت خودم یا هنرم را محدود به صنف و گروه خاصی نکردم و سعی کردم تا افکارم را باز نگه دارم این تنها راهی است که می شودهنر را خلاق و پویا نگه داشت
چند سال قبل برای اولین بار افتخار ملاقات گروه مستان و همای را داشتم و با آنها در تور کالیفرنیا و انگلستان همراه بودم. آنها نه فقط روی صحنه زیبا هستند، بلکه یک تیم متحدند. قبل از اجرا همدیگر را بغل می کردند و یکدیگر را تشویق می کردند از هم تشکر می کردند و کلا خیلی مثبت بودند. از آنها اتحاد و احترام متقابل به یکدیگر و نحوه ارتباطشان قبل و بعد از اجرای برنامه را آموختم

الگوی تو در هنر کیست؟ کسی هست که به رقصش خیلی علاقه داشته باشی و کارهایش را دنبال کنی؟ 
 خلاقیت هنری گلمیرا را خیلی دوست دارم. او رقصنده ای است که هم از لحاظ تکنیکی و هم از نظر عاطفی و احساسات بسیار قوی است. همچنین استاد دیگری بنام دل افروز3 که یکی از بهترین رقصنده های ازبکستان است. البته بازنشسته شده ولی او از اولین استادان من بود و در آکادمی رقص، با انواع رقص های محلی بین المللی آشنا بود و آنها را بخوبی می رقصید

در رقص ایرانی آیا موزیک خاصی هست که رقصیدن با آن  برایت راحت تر یا دوست داشتنی تر باشد؟
آهنگ های مستان و همای را خیلی دوست دارم و همینطور شجریان، کلا به موزیک هایی که برای اشعار عارفانه ی عمر خیام نوشته می شود خیلی علاقه دارم. اولین آشناییم با آهنگ های فارسی با "دوزخیان" از گروه مستان و همای بود. این روایت اشک مرا درآورد و وادارم کرد تا برایش رقصی طراحی کنم. دوستانم می گفتند که آهنگ خیلی سختی را برای رقص انتخاب کردی. ولی من می دانستم که با این موزیک خواهم رقصید. چون آنرا حس می کردم

پس رقص ایرانی را با گروه همای آغاز کردی؟
درسته. فکر می کنم همای چیزی در صدایش دارد که قلب شنونده را لمس می کند. همچنین ترکیب سازهایی که این گروه می نوازند هم خاص خودشان است

در حال حاضر در انگلستان زندگی می کنی دشوارترین سدی که  برای موفقیت در کارت خارج از میهن باید پشت سر می گذاشتی چی بوده؟
من قبلا عربی می رقصیدم. اوائل اگر می گفتم که من رقصنده ی ازبک هستم، کسی متوجه نمی شد که منظورم چیست. ولی رقص عربی شناخته شده بود. رقص عربی، رقص زیبایی هست ولی من می خواستم سبک خودم برقصم. حتی وقتی که در دانشگاه درس می خواندم مرتب باید اصرار می کردم تا شیوه رقص مرا هم ببینند. مشکل بود و نزدیک بود که دست بکشم. بهرحال با کمک دوستانی مثل جووان4 (که عربی می رقصد و مرا به عنوان رقصنده ازبک، فارسی و آذری شناساند) و کسانی که علاقمند به فرهنگ بودند رقص من به نمایش گذاشته و شناخته شد

فکر می کنی که در حال حاضر برای دیگران راحت تر است که این راه را دنبال کنند؟
 احتمالا همینطوره. فکر می کنم راه را هموارتر کردم الان تعداد زیادی با این رقص ها آشنا هستند. در لندن، منچستر، لیدز و اروپا بارها این رقص ها را اجرا کردم و اکنون خیلی ها با این رقص ها آشنا هستند. از این بابت احساس مباهات می کنم 

در خلوت خودت و وقتی که به قصد تمرین برای اجرا آهنگ گوش نمی کنی به چه نوع آهنگی  گوش می کنی؟
باز هم همان نوع: ترکی، آذربایجانی، ازبک و فارسی. خوشحالم که نوع آوری با اجراهای زیبا و پرمعنی در این زمینه قطع نمی شود

خیلی از رقص هایی که اجرا می کنی ریشه در صوفیگری داره. آیا با ایده و فلسفه ی تصوف هم آشنا هستی یا اینکه برای تو این فقط حکم یک موسیقی برای رقص را دارد؟
تصوف بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ ما است. من ممکن است با جزئیات و مراسم آن خیلی آشنا نباشم ولی از معنای آن آگاه هستم. با این حال همیشه در این مبحث جای یادگیری و اکتشاف وجود دارد

با اشعار مولانا چطور؟ با آنها آشنا هستی؟
بله، در کشور ما در ادبیات اشعار مولانا، علی شیر نوایی، حمزه حکیم زاده، عمر خیام، نادره بیگم و خیلی از بزرگان دیگر تدریس می شوند. ما همیشه به تاتر می رفتیم و کتاب هایی هم از این بزرگان با اشعاری عارفامه و غنی داشتیم. البته طول کشید تا معنی واقعی اشعار آنها را درک کنم

مربی رقص هم هستی. چه مدتی به این کار مشغول بودی؟
سال گذشته شروع به تدریس کردم و خیلی هم به آموزش رقص علاقمندم

پس مدت زیادی نیست که تدریس را آغاز کردی؟
قبلا خصوصی تدریس می کردم ولی چون برای کنسرت ها مرتب به سفر می رفتم فرصت تعلیم رقص به صورت منظم را نداشتم. خیلی ها از من می خواستند که بهشان رقص بیاموزم و اکنون این فرصت دست داده. از ماه اکتبر به بعد آموزش رقص فارسی هم خواهم داشت 

هنرجویان برای ورزش یا برای یادگیری رقص پیش شما میایند؟
هم برای تمرین هم رقص و هم برای اینکه خوشحال باشند

در چه سطحی و از چه سنی هنرجو می پذیری؟
 برای تمام سطوح و سن وسال. بشرط اینکه آنها از رقص لذت ببرند، برای من فرقی نمی کند. اوائل به رقصنده های حرفه ای آموزش می دادم. ولی آموزش در سطوح پایین تر فرق دارد. هر حرکتی باید به چند حرکت کوچکتر شکسته شود و جداگانه نشان داده شود. باید عشق و شور این کار را داشته باشی

تصور می کنم که آموزش به مبتدیان رضایت بخش باشد چون کسی که شاید خیلی رقص بلد نبوده، با رقص آشنا می شود؟
 بله اول من خودم خیلی مطمئن نبودم ولی اظهار نظرهنرجویانم مثبت بوده و از من خواسته اند که به این کار ادامه بدهم  
  
در پایان از اینکه وقتت را بمن دادی ممنونم. اگر چیز دیگری هست که دوست داری اضافه کنی، می توانی
من می خواهم از این موقعیت استفاده کنم و یادآوری کنم که این رقص و فرهنگ ماست. اهمیت و زیبایی آن را باید به کسانی که اینجا هستند و به بچه هایمان نشان بدهیم


1- Sanat Mahmudova Sanat Mahmudova
2- Golmira Shirinova
3- Delafrooz Jabbarova
4- Joanne Town

++++++
Would you like to start by telling us a bit about yourself?
I was born in Uzbekistan. I am the only child of my parents (an art-loving family). I studied traditional Uzbek dance back home and continued my studies here in Salford with Physical Theatre and Dance.

What is the meaning of your name, San'at?

It is a Persian name meaning art. My mother chose this name as she always wanted me to be a dancer.

What made you interested in dance?
I have always been interested in dancing. My mother loved to become a dancer herself. Although she ended up being a teacher, she always loved dancing. She was even dancing when she was pregnant with me. My family, grandfather and specially my mother have always encouraged me to dance and supported me. My mother gave me a lot of opportunities for dancing.

You mentioned family support. Have your parents seen any of your performances here?
Not here, but back home they have. Even after 12 years the T.V. back home still shows some of my old dances. And sometimes artists contact my mother and try to book me for a performance through her. We have a lot of dancers; dancing is in our culture. I would say every little girl wants to be a dancer, but back home the artists choose their own dancers and I have been very lucky because people chose me and wanted to work with me.

Are your own children interested in dance or other Arts?
My daughter wanted to be a dancer, but I opposed to her decision as it is a very demanding industry with many professional implications such as injuries and showbiz politics. She is doing law at college. My little son is a professional swimmer and performs for his club on international level.

Now that you live in England what is it about your country that you miss, if anything at all?
I particularly miss the weather, the sun shine, I also miss the food and the people.

On your own website1 you refer to renowned teachers, who would you say has been your most influential teacher?
My mother in the first place and Golmira Shirinova who is my teacher, friend and sister and we still keep in contact.

Do you do your own choreography yourself?
Yes, I tend to show them to Golmira as well and have her opinion, too. She gives me feed back.

Who designs your costumes?
We design the costumes together. I talk about it to Golmira and she gets them made for me, the material come from Uzbekistan.

You dance Uzbek, Persian, Turkish, Azeri, etc, what similarities, if any, do you see between these dances?
They are very similar, specially the music, poems and meanings. I would say they have technical and narrative differences, specific to any given region. They all have different movements. For example the movements in Persian dance are soft and they are done with naz (elegance), Uzbek is more strict and technically demanding.

Do you have a favourite?
My favourite is the dance with Persian narrative because the story telling of ancient Persia is so sensual and touching as well as spiritual. Some people get upset by me saying that but I cannot help it. Sometimes when I listen to some of the Persian classic music tears come down my face. It's hard to explain, but the music goes to my heart, I then have to transform the feeling into the movements and this is the effect of the music even before I listen to the lyrics.

Do you also pay attention to the meaning of the lyrics?
Of course, I sometimes use translation, but sometimes even when you don't understand all the meanings the rhyme and experience tells you the story. Besides, Uzbek, despite being a Turk family language, has a lot of Farsi vocabulary. This helps me to have a general grasp of beautiful poems and lyrics.
I have Iranian friends, Nasrin and Amir. They are like my family here in the UK. For my Persian choreography I ask for their opinion. They tell me if the dance reflects the meaning of the lyrics. Sometimes, they ask me how I knew the meanings, I just don't know that myself.

Do you prefer solo or group performance?
They both have different dynamics. I would say solo performance allows wider range of movement vocabulary that does not depend on regimental formation of ensemble. In a group performance you have to conform to a rigid format; follow or lead the group. But both solo and group dances are very enjoyable.

When getting ready for a performance how often do you practice?
I practice every day for at least 3 to 4 hours.

Even if you are not getting ready for a performance?
Yes, I tend to exercise regularly. It prevents my body from getting injuries and keeps me in good shape. Professional dance requires the same level of dedication as professional athletes. At the height of the form dancers and athletes train up to 6 hours a day. That’s what I used to do for many years.
I go swimming 4 to 5 times a week to keep myself fit. Dance is not just my job. It's a hobby of mine, it's my life. Sometimes I put music on and start cooking. When the music starts I forget about cooking and turn the gas cooker off to dance and only afterwards I come back to cooking. Or sometimes I might be asleep and some movements come to me, like inspiration. I get up create the movements and then go back to sleep.

You have performed in different places. Where do you say has been most memorable? And why?
Yes I have travelled to America, Europe, Caucasia and Central Asia. I really loved Japan and I have many happy memories from there. It's a beautiful place and people respect each other. I also like Malaysia.

Would you say the traditional Japanese dance is like other classic dances that you do?
No, they have no facial expression, and in their dance the face stays motionless, like a doll. Of course, it's still beautiful and is very meaningful in their own way, but our dance is more emotional.

You have been in touch with different cultures, do you think these contacts have taught you anything, not just in terms of movement and dance, but in the way of life. Do you learn from them?
Being from a multicultural background that includes Azeri, Armenian, Russian, Jewish, Tajik and many more communities in my country, I am used to being in touch with the whole variety of people. I never limit myself to a certain type of Art. I always keep my mind open. That is the only way to be creative and fluent in your art.
A few years back, I had the honour of meeting with Mastan and Homay. We collaborated in their shows in California and UK. They are beautiful human beings, not just on the stage. I learned a lot from their unity and mutual respect and support before and after the show. They hug and thank each other, encourage one another and are positive all around.

Who is your role model? Whose work do you follow?
Back home Golmira Shirinova's creative works are special to me. She is strong technically and emotionally.  I also follow Delafrooz Jabbarova's dance who is one of the best Uzbek dancers, she is retired now, but was my first Ostad (teacher). She used to dance all the international folk dances in our dance academy.

In Persian is there a particular type of music that you like to dance to?
I really like Homay and Mastan as well as Shajareyan. In general I like music written for Omar Khayam's mystical poetry. One of the first Persian musical narratives that I used was that of Mastan’s group - Dozakhiyan. It made me cry and I choreographed a dance for it. I was told that I have chosen a very difficult song to dance to. But I said that I will dance to this music because I can feel it. 

So you started Persian dancing with Homay and Mastan music?
Yes, I think Homay has something special in his voice that touches your heart and they use unique mix of instruments as well.

You live and work in UK now, what was the hardest barrier that you had to overcome for performing outside your country?

I used to do Arabic dance. If I was telling others that I'm an Uzbek dancer, they weren't sure what it meant.
Arabic is a beautiful dance, but I wanted to do my own dance. Even at university I had to persist so others see my dance. It was difficult but I never gave up. Eventually, with the help of my friends such as Joanne Town (who does Belly dancing and introduced me as an Uzbek, Persian and Azeri dancer) and many other people with interest in culture and personal development, my dance was seen, understood and interest and taste for it developed.

Do you think it's now easier for others to follow your footsteps?  

Probably, yes. I feel that I have done the hardest work by paving the ground for others to follow. I have performed many times in London, Manchester, and Europe. A lot of people are now familiar with these types of dances. I am proud of that.

In your own time when you don't want to perform to what type of music do you listen to?
Much the same, Turkish, Persian, Azeri, Uzbek. Thankfully, people never stop creating new, beautiful and meaningful art.

Some of your dances are rooted in Sufism. Are you familiar with its philosophy or is it just a dance to you?
Sufism is an integral part of our culture. While I may not be familiar with ritualistic detail, I am well aware of its meaning. This is not to say that Sufism is exhaustive. There is always a lot to learn and explore.

What about Molana? Are you familiar with his poetry?
In our schools in literature we studied Molana, Alisher Navayi (who created Uzbek language), Hamzeh Hakimzadeh, Omar Khayam, Nadereh Begum and many other poets. We used to go to theatre and read books. Their language is very rich and mystic. It took some time to get the meaning of it.

You are also a dance teacher. How long have you been teaching?
I started teaching last year and quite enjoy the company of my students.

So you have not been teaching for long?
I did teach privately before, but my travelling and tours didn't give me a chance to teach regularly. Many people asked me to teach so I decided to try it. From October, I will start teaching Persian dance as well.

Do your students want to learn to dance or dancing as a form of exercise?
Some for dance, some for keeping fit and some to be happy. 

What age group or level do you prefer to teach?
I don't mind as long as they enjoy it. I used to teach professionals back home. But teaching beginners is different. You have to break every movement into parts and show it separately. You have to be very passionate.

I guess teaching beginners has its own rewards as you help someone who doesn't know how to dance to experience it.
Yes, at the beginning I wasn't sure about it myself, but I received a lot of feedback and my students were positive and asked me to carry on.

I'd like to thank you and finish with giving you the opportunity to have your say.
I just want to use this opportunity and remind people that this is part of our culture, it's not just the dance, and we have to show its beauty and importance to other cultures and our children.

 © All rights reserved

3 comments:

Vahid Hemattian said...

ماشالله به این بانو احسنت موفق باشی

Hengameh Ashuri said...

چه مصاحبه قشنگ و جالبی! هنر صنعت هم واقعا دلنشین و چشمگیره! ولی اصلا بهش نمیاد که فرزندان بزرگ داشته باشه... براش آرزوی موفقیت بیشتری داریم

Amin Bavandpour said...

گفتگویی بسیار جالب و آموزنده است، همچنین خانم دکتر شهیره بخاطر تلاشی که همیشه در راه حمایت از هنر و هنرمندان دارند سزاوار قدردانی می باشند
سرفراز باشید