Tuesday, 31 December 2013

Have a prosperous New Year


Originally uploaded by Shahireh


Today is the last day of 2013
From tomorrow a new year will start

 2013 was a tough year for me, but it is now passed
I thank everyone who has visited this blog and wish you all the bests for 2014

Have a fantastic New Year

امشب 2013 هم به پایان می رسد. این سال، زمانی بسیار عجیب برای من بود. با بیماری های مختلف دست و پنجه نرم کردم و طعم تلخ خیلی از تجارب را چشیدم. ولی در عین سیاهی روزگاری که می گذراندم کورمال کورمال به راه ادامه دادم. در تاریکی و تنهایی چندین بار راه را گم کردم و فقط با هیاهوی سکوت وبلاگم  ناله هایم هم آواز شد.  ولی این دوره هر چه که بود به پایان رسید. تجربه زندگی سال پیش بمن می گوید که بهترین شعار زندگی این است: این نیز بگذرد   
سال جدید میلادی بر همه شما مبارک باد

© All rights reserved

Monday, 30 December 2013

به امید بهبودی او

چه دنیای غریبی است. مایکل شوماکر پس از حادثه ای در آلپ هنگام اسکی، در کما بسر می برد
یاد سرنوشت فضانوردی افتادم
که مدتی پیش شنیدم
...
 هیچ معلوم نیست که بزرگترین مخاطره در کدامین ریسک نهفته است
 اینطور مواقع است که می بینی احتیاط بیش از اندازه هم بی فایده است


پس نوشت: متاسفانه خبر بهبودی کامل نیست

© All rights reserved

گلدان امروز

امروز خیلی کار دارم
حتی بیشتر از خرگوش سفید داستان آلیس در سرزمین عجایب
هزاران ایده، هزاران هدف


کلنگ اجرای کدام طرح بر زمین خواهد خورد؟

سال به پایان می رسد و من در تب شروع غرق 
هستم

  این "هستن" و نیمچه توانی داشتن سرمایه امروز من است
  چه سخاوتمندانه هستی امروز به من رو کرده
من از این توشه بهره خواهم برد
با تو در بر 
 یا با تو در دور 


© All rights reserved

Sunday, 29 December 2013

مست عشق

 خواب بعد از ظهر در بسترش آرامیده بود
  حس خماری لابلای موج موهایش، مماس بر بالشت
خیمه زده بود  
نگاهش می کردم و بی صبرانه منتظر باز شدن چشمانش بودم
چقدر دلم می خواست بیدارش کنم
تا تبخیر خواب در نگاهش را شاهد باشم
...
کاش می دانست 
حضورش مسکنی است که به تسکین آن معتاد ام



© All rights reserved

Revealed by the fan inside the bag!

Apparently in the Victorian era the fan was not only a fashion accessory, but also a means of communication.  The gesture of positioning the fans, "fan-language" is interesting. For example a fan wide open, would mean "wait for me".
For a selection of gestures and their interpretation refer to The Secret Language of Fans http://www.donnamacmeans.com/the-secret-language-of-fans/

Today fans still have their own way of revealing secrets. Even a fan kept in the bag can expose a lot.
But relax my friends your secret is safe with me :)

© All rights reserved

ملاقات

بعد از چند سالی خواننده ی صفحه وبلاگش بودن 
و نظاره گر تلاطم روح لطیفش
موفق به ملاقاتش شدم

امروز را و لبخند پر آرامشش را فراموش نخواهم کرد

© All rights reserved

Saturday, 28 December 2013

Friday, 27 December 2013

شام اول

ساربان شال سپیدی که تا زیر چشمانش را می پوشاند از روی دهان و بینی خود پس زد و با لبخندی شیارهای عمیق پوست آفتاب سوخته اش را به نمایش گذاشت. شترها که گویا قبل از مسافران رسیدن به مقصد را باور کرده بودند بی صدا در چند قدمی مقصد آرام گرفتند. ماه در حوض بزرگ جلوی در ورودی کاروانسرا سرا گزیده و به کارگاه های اطراف حوض روشنایی می بخشید. کاشی، گلیم، قالیچه و سفال در حجره هایی که دورتادور حیاط  کاروانسرا را می پوشاندند، خلق می شدند و برای فروش به رهگذران عرضه
 دو مسافر در یکی از غرقه های کاروان سرا جای گرفتند. کف اتاقک با قالی لاکی رنگی فرش شده بود و چند پشتی به دیوارها تکه داده شده بود. دو چراغ توری در دو طاقچه آجری، تابلویی که جهت قبله را نشان می داد و شماره 21 که به دیوار میخ شده بود اشیاء داخل غرفه بودند. ولی گویا غرقه قصری بود که به همه جور وسایل رفاهی مزین بود. همه چیز بود، حتی بیش از نیاز
کمی بعد پسرکی سینی شام را آورد که شامل گوشت قرمه، نانی نه چندان تازه از تنور درآمده و تنگ دوغ با سبزی کوهی میشد
شام آن شب لذت بخش ترین شام دنیا بود. شک و تردید چه پرهراس از حس گرم تعلق می گریخت
  

© All rights reserved

توفان دیشب

 توفانی که دیشب انگار دقیقا از بالای سر خانه ما می گذشت سر و صدای زیادی به راه انداخته بود
 امیدوارم که جوجه خروس خونه خیلی احساس ترس و تنهایی نکرده باشه

 دیشب به خیابان خوابه ها چه گذشته

© All rights reserved

Thursday, 26 December 2013

پرسه ای در کوچه پس کوچه های هنر - دمی با پری زنگنه

دوشنبه چهارم نوامبر بانو پري زنگنه مهمان برنامه شب شعر و موسيقي كانون فرهنگي و هنري اپرانيان منچستر بودند. قسمت دوم جلسه شب شعر كه به معرفي يكي از كتاب هاي بانو زنگنه "آن سوي تاريكي" اختصاص داده شده بود با سخنان ايشان پيرامون معرفي كتاب و تجربه نگارش آن آغاز شد و با بخش سؤال و جواب پايان يافت. در فاصله دو نيمه برنامه فرصتي بود تا دوستداران ايشان با خريد سي دي و كتاب، اين بانو ي خير را حمايت نمايند

در پايان فرصتي دست داد تا مصاحبه اي اختصاصي با ايشان داشته باشيم. ضمن تشكر از هيئت مديره كانون براي برگزاري اين جلسه و آقاي مسعود* براي ضبط تصوير و صدا، قسمتي أز اين مصاحبه را در زير أضافه مي كنم.

* http://www.mazphoto.com

+++
- مشوق اصلی شما در خانواده چه کسی بوده؟
در خانواده مادر، البته از حمایت دوستان هم برخوردار بودم ولی مشوق اصلی مادرم بوده.

- چه عاملی در انتخاب رشته تحصیلی شما موثر بوده و از کی می دانستید که خواننده هستید؟
وقتی که تحصیلاتم را در هنرستان آغاز کردم امتحان آواز دادم و بهم گفته شد که صدایم مناسب است و شروع به کلاسیک کار کردن کردم، یکی ار شاخه های کلاسیک اپراست.

- حال که به عقب نگاه می کنید، باور دارید که انتخابتان درست بوده؟
تقریبا بله. بخصوص وقتی که تدریس می کنم.

- گویا زمانی پیانو می نواختید، آیا هنوز هم پیانو می نوازید؟
در بچگی پیانو را در شروع کرده بودم ولی خیلی در این زمینه استاد نشدم. البته به همان میزان که آموختم در نت شناسی کمکم کرد.

 - مادر گیلانی و پدر کاشانی است ولی ترانه های محلی گیلانی زیاد دارید. آیا بیشتر به ترانه های گیلانی گرایش دارید؟
اتفاقا کمتر ترانه های گیلانی خوانده ام. دی بلال و شالی آهنگ های مازندرانی هستند که معمولا با گیلانی اشتباه می شوند. بیشتر از کردستان و بختیادی خوانده ام.

- در صحبت هایتان خود را کاشانی خواندید، اهل کجا هستید؟
در تهران بزرگ شده ام اما وابستگی خاصی به کاشان دارم.

- وقتی که نام پری زنگنه را می شنوم، آهنگ هایی چون "قد بلند، ابرو کمون" و "میخوام برم کوه" را به خاطر میاورم. اگر قرار بود که خودتان ترانه ای را که بیانگر هنرتان باشد معرفی کنید کدام ترانه را نام می بردید؟
از محلی ها هیچ کدام. البته همه آنها را دوست دارم ولی کار شاخص من "پریشانی" است از ساخته های مجید انتظامی و قطعه ای از خیام با اجرای ارکستر سمفونیک تهران که البته در بازار موجود نیستند و در کلکسیون شخصی خودم از آنها نگهداری می کنم.

- در هفده سالگی به ژاپن رفتید. مسافرت های مختلفی هم به کشورهای دیگر داشته اید. آیا هنوز هم به سفر علاقمندید؟ نقش سفر در انتخاب و اجرای شما چیست؟
حدود دو سال و نیم در ژاپن بودم. خیلی به کشور و فرهنگ آنها علاقمندم. حتی کنسرت های بزرگ هم از طرف دانشگاه فارسی زبان آنجا برایم ترتیب داده شده. سفر را دوست دارم مخصوصا که با ایرانی ها آشنا می شوم. خود را سفیری می دانم که محبت را انتقال می دهم. کلا در سفر ایرانی کوچک را دور خود جمع می کنم.

- در عالم هنر آیا زن بودنتان نقطه ضعفی بوده؟
اصلا. علاقه ای هم ندارم که مرد باشم. اگر کارهای دنیا به دست زنان سپرده شود این همه جنگ و جدل پیش نمیامد.

- در برخی از کتاب هایتان مثلا "آوای نامها از ایران" تحقیقاتی انجام داده اید. می توانید در زمینۀ نحوه جمع آوری اطلاعات توضیح بدهید؟
این کتاب خوشبختانه یازده بار در ایران چاپ شد. در ابتدا از نامهایی که می شنیدم لیست تهیه می کردم. بعد به کتاب های جعرافیا، تاریخ و طبیعت ایران مراجعه کردم و در مورد نام های اقوام ایران مطالعه می کردم. ادعایی ندارم که کتابم از نظر علمی کتابی برجسته است. بلکه اسامی ساده و خوش آوا را جمع کرده ام. اگر کتابی مرجع نیست اشتباه هم نیست.

-در پایان دوست دارید که وب سایت رسمی خودتان را معرفی کنید تا دوستان بیشتر با شما و کارهایتان آشنا شوند.
وب سایت مرا دوستان و علاقمندان می گردانند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به وب سایت پری زنگنه مراجعه کنید.

© All rights reserved

امروز مال خودم


هرچند دیدار دوستان بخصوص در این ایام شیرین و آرامش بخش است، ولی گاهی آنقدر دور و برت شلوغ می شود که وقت برای در سکوت نشستن و کتابی را ورق زدن نداری و این خود فقدانی است

 امروز حس می کنم مال خودم هست و نمی خواهم به هیچ کاری بگذرانمش
.البته به استثنای کمی وقت که باید صرف آشپزی و تمیز کاری خانه و نوشتن مقاله ای برای نشریه کانون و ... شود

وه! امروز برنامه ای سراسر بی برنامه گی خواهم داشت

© All rights reserved

Wednesday, 25 December 2013

An unexpected visit


Khorasan, Iran


© All rights reserved

Christmas arrived


How different things look compared to the last Christmas when life was not much more than death. 
I shall always remember this Christmas when all taken away was given back to me. 


The most important thing is being with people that you LOVE

Merry Christmas 

© All rights reserved

Tuesday, 24 December 2013

به يك دوست


اين چند خط را برايت اينجا مي نويسم
شايد بخواني

مي دانم حرف هاي من چون تكه اي مقواست و در اين توفان 
 جانپناهي مناسب نيست
ولي اين همه توشه اي است كه دارم

كابوس فقط  در خواب همتراز وحشت است
كافي است چشمانت را بگشايي تا توان وهمش تحليل يابد
فقط خودت بر اين قلمرو حكمروايي مي كني و نه ديگري
به خاطر داشته باش خوابي پر كابوس پايان مي ًپذيرد ولي مرگي بي درد 
هرگز

© All rights reserved

Sunday, 22 December 2013

پس از یلدا

زمستانی دیگر هم از راه رسید
و باز تکرار سیاه های هاشور خورده ی تاریکی و تنهایی
  بر قلب بوم سپید سرد زمستانه
 تکلیف شد

اما باکی نیست
که امید هبوط گرمای هیمه ای   
 نوید داده شده 
و صید گریزپای تاشکی
حداقل تا زمانی که تالی بند است
پابند تکلم

+++
تالی = تابع
تاشک = چابک
هبوط = نازل شدن

© All rights reserved

Saturday, 21 December 2013

به خالق انگیزه زندگی

قطره اشکی از تنگه دل
 جاری شد
و دوباره خاک دغمه بسته تعلق 
را سیراب کرد 
چه آسان است برایت زندگی بخشیدن
بعد از تحمیل دقمصه نیستی
...
استاد سخن سعدی می گوید
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود"
مجنون از آستانه لیلی کجا رود
...
ای آشنای کوی محبت صبور باش
"بیداد نیکوان همه بر آشنا رود

مرا ببخش
 مرا ببخش ولی صبوری بیش از این نتوانم


© All rights reserved

Friday, 20 December 2013

شب یلدا



ٍWishing you all a fantastic Yalda

"Yalda is the Persianwinter solstice celebration which has been popular since ancient times. Yalda is celebrated on the Northern Hemisphere's longest night of the year, that is, on the eve of the Winter Solstice. Depending on the shift of the calendar, Yalda is celebrated on or around December 20 or 21 each year..." http://en.wikipedia.org/wiki/Yald%C4%81

© All rights reserved

Thursday, 19 December 2013

Tasnif Khooshe Chin - Mahdieh Mohammad khani - Ostad Majid Derakhshani (...



با سپاس از شیرزنان و مردان ایران 
و به امید برابری  اجتماعی و حقوقی زن و مرد در سراسر دنیا

© All rights reserved

دور باطل افیون

می گویند وقتی که اعتیاد به مادۀ مخدری را ترک کردی
باید از تماس مجدد با آن افیون بپرهیزی

گمانم عادت ها هم شامل همین قانون می شود

روی صفحه مونیتور لپ تاپم لایه ای از گرد و خاک نشسته
ولی نمی خواهم هیچ وقت این صفحه را پاک کنم
تا نقشی که روی این لایه نشسته تا ابد جلوی چشمانم باشد


© All rights reserved

Monday, 16 December 2013

Feeling free yet trapped



Missed my connection flight, but it feels  good be able to write here after not having access to my blog in Iran  

All rights reserved