Monday, 11 July 2011

"یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است"

"اقرا باسم ربک الذی خلق......"
جمله آغازین هر گفتار و نوشته اهمیت ویژه ای دارد. وقتی که اولین کلمه در اولین وحی که بر پیامبر اسلام نازل شده، «بخوان» باشد، میشود اینطور تصور کرد که در این مذهب «خواندن» دارای ارزش والایی است. آموختن و تفکر نیز که معمولا دو همراه جدا نشدنی خواندند قطعا دارای جایگاه ویؤه ای هستند. پس اگر ادعا می کنیم که پیرو این مذهب هستیم قدری بیندیشیم. اول از همه به کارها، اعتقادات و اعمال خودمان  
راستی آیا پیرو چنین مکتبی می نواند دیگران را مقید به عدم استفاده از قوه تفکر خود و اتکا و تسلیم به استدلال اغیار کند


«اقرا باسم ربک الذی خلق..»
The very first word of the first revelation that profit Mohammed received is "read". This could be an indication of the importance of reading. One could conclude that learning and pondering that go hand in hand with reading must also be very important. So, let us think; first of all about our own acts and behaviour


© All rights reserved

Friday, 8 July 2011

تاریخچه پیدایش شیر و خورشید - قسمت اول


Originally uploaded by Shahireh

  کنجکاویم برای خواندن تاریخچه ای از شیر و خورشید با عکاسی از این بشقاب قدیمی در موزه بریتانیا (لندن) شروع شد. چندی بعد به طور اتفاقی به کتابی برخوردم بنام تاریخچه شیر و خورشید اثر احمد کسروی از انتشارات مطبوعاتی شرق (1335). کسروی در این کتاب پیدایش شیر و خورشید را نتیجه دلباختگی غیاث الدین کیخسرو (از پادشاهان سلجوقی که در سال 634 بجای پدرخود کیقباد بتخت پادشاهی نشست) بهمسرش (دختر پادشاه گرجی) دانسته

پادشان ایران از قدیم بروی سکه ها و درفش ها نقوشی چون خورشید، ماه و حیوانات مختلف چون شیر، پلنگ، خرس، آهو، اژدها و خروس های زرین می نگاشتند. کسروی به نوشته یکی از تاریخ نویسان عبری در ملاطیه (جایگاه کیخسرو) که به نکوهش کیخسرو برای ثبت پیکر همسر خود بروی سکه ها پرداخته، استناد می کند و با استفاده از طرح روی سکه های قدیمی، اینطور می نویسد که کیخسرو به این شاهزاده دل بسته و تصمیم می گیرد که پیکر وی را بروی سکه های سیمین بنگارد. ولی چون در آن دوران ثبت پیکر بروی سکه ها شیوه شاهان اسلامی نبوده اطرافیان، وی را از اینکار برحذر داشتند. ولی پادشاه پافشاری می کند و نهایتا تصمیم بر این می شود که پیکر شیری را روی سکه نگاشته و در کنار  آن تصویر شاهزاده را نیز به شکل خورشید اضافه کنند.  بدین ترتیب چنانچه مورد سوال قرار گرفتند می توانند بگویند که در هنگام زاده شدن پادشاه خورشید در برج اسد (شیر) بوده و این نقش ثبت همان واقعه است

 شاید که این تعبیر درست باشد چراکه با این استدلال، نه سیخ می سوخته و نه کباب؛ هم پادشاه به خواسته اش می رسیده و هم دیگران آزرده خاطر نمی شدند. در کتاب کسروی نقشی از یکی از سکه های دوران سلجوقی دیده می شود که مشابه تصویری است که در بشقاب بالا می بینید. چیزی که مرا در قبول این نظریه مردد می کند، شکل خورشید است که گرچه به نقشی از چهره آدمی شبیه است، ولی بیانگر چهره زیبای زنی نیز به نظر نمی رسد. البته شاید که این نکته اشاره ای باشد به سلیقه ای بودن مقوله زیبایی. ضمن اینکه نقوش فراوانی از دلباختگان جاودانی را بروی قالی و ظروف فلزی دیده ام که ظرافت خاصی در  ارائه زیبایی چهره ها در آنها بکار نرفته. صد البته در این مورد صاحب نظر نیستم و فقط طبق معمول تفکرات درهم و برهم خود را در مورد آثاری که می خوانم ثبت می کنم

به هر حال تا پیداکردن توضیحات قانع کننده تری نوشته های مرحوم کسروی را قبول کرده و به دنباله آن می پردازم. پس از اضافه کردن نقش خورشید به پیکر شیر در زمان  کیخسرو پادشاهان یگر هم طرح را کپی کردند. در زمان فتحعلیشاه به تقلید از دول اروپایی دو گونه نشان دولتی برای ایران انتخاب شده بود بکی نشان ذوالفقار و دیگری شیر و خورشید. در زمان محمدشاه این دو شکل را ترکیب کردند و تاجی نیز به آن افزودند. ضمن آنکه در زمان محمد شاه شیر را (به پیروی از پیکر نگارهای اروپا) یالدار گردانیدند. حالت شیر نیز که در ابتدا ایستاده بوده به خاطر آنکه گمان جنگجویی بدولت ایران نرود بروی نامه های وزارت خارجه و برخی از سکه ها خوابیده و بی شمشیر می نگاشتند

در تاریخچه تحول پرچم ایران، اطلاعات ماهانه، سال دوم، شماره 4 آمده که: "در زمان محمدشاه ناگهان مهر دولتی و علامت روی پرچم تغییر داده شد و به دستور محمدشاه شیر نشسته را سرپا و شمشیر به دست روی بیرق منقوش نمودند. سفیر یکی از دول همجوار نزد صدراعظم وقت (حاجی میرزا آقاسی) رفت و نسبت به این عمل اعتراض کرد. میرزا آقاسی پاسخ داد: آقای عزیز شیر هم حیوان است و جماد نیست و البته مثل سایر حیوانات، گاهی از نشستن خسته می شود، به پا می خیزد. این موضوع آنقدرها هم مهم نیست که سبب این همه گفتگو شود." به نقل از کتاب چهودکشان، نویسنده ناشنای، تصحیح هومن وهمومن

پس گفتار: نتیجه دیدار از موزه ویکتوریا و آلبرت (لندن) در سال 2016 اضافه شدن سه عکس به مجموعه ی شیر و خورشید بود که در پایین اضافه می کنم


The Lion and Sun
Victorian and Albert Museum. London



The Lion and Sun
Victorian and Albert Museum. London


The Lion and Sun
Victorian and Albert Museum. London

© All rights reserved

چند کنایه

از فرهنگ کنایات بکوشش منصور ثروت
موسسه امیر کبیر
1364
++++
اردک پرانی: کنایه از به جنگ شخصی رفتن و از عهده آن برنیامدن
ادب خانه:  کنایه از مستراح
بچه حور:  کنایه از جواهر
پیک فلک:  کنایه از ماه
تنگ زهره:  کنایه از مرد جبان و ترسنده
ثانی اثتین:  کنایه از مثل و نظیر
جام پیما:  کنایه از شراب خوار
چار چار زدن:  کنایه از پوچ گفتن
خر خود را دراز بستن:  کنایه از عرض تجمل و شان کردن
دامن به دندان کردن:  کنایه از عجز و فروتنی
ذخیره خاطر:  کنایه از شکوه، گلایه
ریش خاریدن:  کنایه از رنج بی فایده کشیدن
زانو رصدگاه کردن: کنایه از اندوهگین یا منفکر نشستن
زبان تر کردن:  کنایه از سخن گفتن
ژاژ:  کنایه از سخنان هرزه
سنگ از موم ساختن:  کنایه از امری غریب بعید الوفوع کردن
شکم دزدیدن: کنایه از ترسیدن
صندوق سر:  کنایه از رازدار
 ضیافت آب حمام:  کنایه از تواضع خشک
طوطی زرین نفس:  کنایه از قلم
ظل زمین:  کنایه از شب
عنان باز کشیدن:  کنایه از کار را به تامل کردن
غمگسار:  کنایه از چیزی که دورکننده غم باشد
فندوق شکستن:  کنایه از بوسه دادن
قفل در آتش افکندن:  کنایه از بی قرار ساختن
کاسه بازی:  کنایه از حیله گری
گنگ ده زبان:  کنایه از گل سرخ
لگام کشیدن:  کنایه از احتیاط کردن
مشک را کافور کردن:  کنایه از موی سیاه سفید کردن
نرم آهن:  کنایه از زبون وسست، نامرد
وزغ در آستین داشتن: کنایه از مردم چرکین و فاسق
هم تازیانه:  کنایه از شریک در تاختن و تاراج نمودن
یک چشم: کنایه از مردم ظاهر بین

Wednesday, 6 July 2011

Not far to go!

I'll be joining 5250 other women at Race for Life Manchester (Heaton Park) this weekend

Thanks to everyone who has sponsored me, this is the link in case there are more of you out there

Looking forward to this weekend


+++

چند روز دیگه به همراه 5250  خانم دیگه قراره که در پارک هیتون منچستر برای حمایت از سازمان خیریه تحقیقات سرطان مسافت 5 کیلومتر رو راه بریم. البته بعضی ها هم میدوند ولی برای من راهپیماییش کافیه

ممنون از همه کسانی که با اسپانسر کردنم منو به این امر تشویق کردند و در جهت حمایت تحقیقات سرطانی حمایت مالی

Saturday, 2 July 2011

شاید هرگز ندانی

به : ن.س
++++++
یهو دلم ریخت. دوباره برگشتم صفحه اول و روی لینک محکم تر از قبل کلیک کردم
.
.
.
بازم همون پیغام قبلی
وبلاگی با این آدرس پیدا نشد
سعی کردم آخرین دردنوشته هات رو بیاد بیارم
کلماتی که یکباره به ذهنم ریختند، هراسونم کردند
کاش میشد بهم بگی که حالت خوبه
موردی نیست و رفتنت جز تسلیم به نیاز داشتن انزوایی کوتاه نیست
.
.
.
نگران گلهای باغم
بگو برمیگردی 

© All rights reserved

Friday, 1 July 2011

Neurotransmitters of the mind

Most important neurotransmitters are:
- Serotonin: a feel-good chemical that effects: mood, anxiety, sleep, pain, appetite and blood pressure
- Acetylcholine: controls activity in brain. It's connected with attention, learning and memory
- Noradrenalin:  an excitatory chemical that induces physical and mental arousal
- Glutamate: the brain's major excitatory neurotransmitter related to learning and long-term memory
- Enkephalins and Endorphins: endogenous opioid, reduces stress and pain
- Oxytocin: creating bonds of warmth and trust between people, especially mothers and babies and lovers.

از نوشته های اینترنتی - نامه بی نقطه

چقدر خوشحالم که این متن رو خواندم. ممنون دوست من
 به دلیل نامانوس بودن شیوه نگارش (به هر حال از خلق اثر زمانی گذشته) همه نامه براحتی قابل درک نیست، با این وجود، چیرگی نویسنده و تفکری که پشت این خطوط نهفته قابل تفدیر هست. یه نکنه جالب دیگه اینه که "قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت" گویا دردی است که مردم همه دوران به ان دچارند. عجیبه این همه درد باوجود درامد کشور و عدم خرج انچنانی برای رفاه و تامین اجتماعی، جانی و مالی عموم! یه جای این معادله درست نیست، هست؟ 

راستی این واقعا نوشته یک رعیت بوده  
روح ميرزا محمد الويري شاد

+++++++

"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه
به گزارش پارسینه، نوشته اي كه ذيلا از نظر خواننده گرامي مي گذرد نامه اي است كه مرحوم ميرزا محمد الويري به مرحوم احمدخان امير حسيني سيف الممالك فرمانده فوج قاهر خلج رقمي داشته كه شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بي نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهكارهاي ادب زبان پارسي به شمار مي آيد. انگيزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و كثرت عائله و تنگي معيشت بوده است. اين نامه در زمان ناصرالدين شاه بوده.