Showing posts with label حقوق زنان. Show all posts
Showing posts with label حقوق زنان. Show all posts

Thursday, 31 May 2018

The Breadwinner; a review





Went to see Breadwinner with high hope, probably based on the names that associated with this work, but I never expected to like it this much. 

Sure it displayed a catastrophic situation and violent nature of humans, but it was empowering to see the courage of women and children that go on about their daily lives and fight against cruelty in their own ways. It was refreshing to see in a feature film female Middle-Eastern characters engaging in something other than  just sobbing. They are resourceful, kind and clever the exact traits that help them to survive and achieve in those situations.

Women in the #Breadwinner at the darkest moments of their dark fate keep their dream alive. For me the character of Delavar stood out, how she / he was trying towards achieving a dream was stimulating. Delavar even kept this optimism alive whilst listening to the story that Parvane was telling and kept inserting happy ideas in the story. 

As I was watching the #Breadwinner I remembered a conversation that I had with someone over 15 years ago. She was talking about the war and its affect on Europeans. I commented that it was not just European countries that paid a heavy price for the war. To which she responded, no it wasn't but unfortunately those people (I guess she meant people living in the Middle-East) are used to it. I had to deal with the nausea for the rest of that day and the bitter taste of her view for a long time afterwards. No one gets used to torture, even if it is inflicted on you in the name of usual life. Watching films like #Breadwinner would particularly be useful to people like my colleague.

We talked about the film afterwards and the saddest point that came out in our discussion as a group was that we could remember the horrifying moments of coming face to face with the guard that patrolled streets of Iran to scare women who dared not to hide themselves by covering every inch of their body. In an ill society where women are punished for drawing attention to themselves, it's hard to even breath. The aroused look of hatred on the Taliban members unfortunately was too familiar even to us who never lived under Taliban rules. 

With deepest respect to the brave women who protest against cruelty and fight for equal rights all over the world.

The Film Programme on BBC radio 4
We watched the film at Home (thanks for facilitating our group booking ticket). See further showing of the movie here.

 فیلم انیمیشن نان-آور یا پروانه داستان دختری است در افغانستان تحت سلطه ی طالبان. خانواده ای که زیر فشارهای قومی و مذهبی مردان افراطی به ورطه ی نابودی کشیده می شود و شجاعت دختری که در چنین شرایطی بقای خانواده اش بر عهده ی او گذاشته می شود. دختری که در محیطی زن ستیز برای زندگی خود و اطرافیانش دست به هر کار پر خطری می زند. چه غمناک بود صحبت بعد از تماشای فیلم. هر یک از ما خاطره ای داشتیم از تجربه ی تلخ و وحشتناک رودررو شدن با کسانی که با اسم دین به آزار و اذیت زنان پرداخته اند و می پردازند. برای همین نیمچه آزادی که داریم مدیون تک تک زنان آزاد اندیش و شجاعت آنان هستیم 

© All rights reserved

Sunday, 23 September 2012

رویت رو سفت بگیر، همسایه ات رو بی تقوا نکن

در یکی از نوشته های قبلی به گفته ای از نادر ابراهیمی اشاره کرده بودم
بیایید روی این جمله "چه بسا مثل ها را که فراموش باید کرد" با ذکر نمونه ای کمی فکر کنیم

کتابی را می خواندم*، اگرچه قسمت های کوتاهی از کتاب حاوی نکات مفیدی بود، متاسفانه بسیاری از مطالب ذکر شده جای تعجب داشت و دیدگاهی بسته را نمایانگر بود.  به بخشی رسیدم که نتوانستم در مقابلش سکوت کنم

آری زن باید در پوشش تقوا خود را از دسترس چشمان گرسنه و طماع مردان ناپاک بدور بدارد و زن نباید با جلوه گری ها و طنازیهای خود، هوش و عقل مرد را برباید و اعصابش را چنان برافروخته و برآشفته گرداند که براثر درماندگی از یکسو و سرکشی شعله های هوس از سوی دیگر، به دام گستری و نیرنگ دست بیازد. چه در اینصورت نخستین قربانی طوفانی که این چنین زنی برانگیخته، خود او خواهد بود. مرد موجودی بی باک و خشن است. اگر روزی به پای زنی در افتد و لابه کند می خواهد هوس خویش را فرو نشاند. از اینرو زنان باید پیوسته از ظاهرسازیها و نقش های فریبکارانه مرد برحذر باشند تا خود را با دست خویشتن به پرتگاهی سهمگین نیفکنند. همه مردان چون یوسف، راستگو و عفیف و خداپرست نیستند و زن در هر حال باید خویشتن دار و متین باشد، خود را چنان نیاراید که چون چشم مرد بروی وی فتد، تقوا و عفافش را به بازی گیرد و با نیتی پلید به دامانش بیاویزد
  نگارنده مطالب بالا ضمن توهین به مقام زن و پلید خواندن جنس مرد اشاعه دهندۀ این طرز فکر است که چنانچه همسایه مالت را دزدید این تماما تقصیر توست چرا که این تو بودی که از عهدۀ مخفی کردن اموالت برنیامدی و نهایتا نه تنها مالت را از دست دادی بلکه همسایه ات را نیز از راه بدر کردی. بس داروغه را خبر کنید تا این گناهکار اصلی و منبع فساد را به سزای کارهایش برساند

 این نگارنده مردان را شهوت پرستانی با چشمانی گرسنه و طماع می خواند و اظهار می دارد که همه مردان نمی توانند یوسف صفتانی زاهد باشند و نهایتا چون چشمشان بر زنی افتاد تقوا و عفافش را بر باد میدهند. پس بیایید برای نجات جامعه زنان را از انظار مخفی کنیم تا مردان در کمال صلح و آرامش به تقوای خود بپردازند.  البته نگارنده در این برداشت قرون وسطی ای خود تنها نیست و متاسفانه حتی در قرن بیست و یکم هم هستند کسانی که در فکر جداسازی کامل جنسیتی در سطح جامعه هستند 

 همه مردم چه مرد و چه زن بالقوه (عطف به عرفی که در جوامع مختلف، متقاوت است) آزادند تا نحوۀ لباس پوشیدن خود را انتخاب کنند.هر کسی مسئول اعمال خودش است و چنانچه کسی پولی داشت دلیل نمی شود که همسایه اش در صدد دزدی آن برآید چون اموال مخفی نشده بود!  زنان را علت از دست رفتن تقوای مردان دانستن و آنها را مخلوقاتی خلق شده برای برآوردن نیازهای مردان  حساب کردن مسلما بازتابهایی چون روا دانستن معضل چند همسری برای مردان را در پی خواهد داشت در صورتیکه این عمل برای زنان همان جامعه بسیار وقیح دانسته میشود

باور اینکه زن انسان است و از نظر حقوقی و اجتماعی برابر با مرد است و این خود مرد است (همچون که در اکثر جوامع دنیا  اینگونه است) که مسئول اعمال خویش است، دشوار نیست. فقط کافی است به زن با دید صحیح نگاه کنیم و انسان بودن و از حقوق انسانی برخوردار بودن او را نفی نکنیم

به علاوه تقوایی که به محض اینکه چشم مرد بر زنی افتاد از دست برود چگونه تقوایی است؟

  معنی تقوی در لغت نامه دهخدا مفصل است ولی جمله ای که در ادامه آماده مربوط به بحث ماست: ".... و پرهیز کند از آنچه بدان میل نماید ..." در هیچ جا تقوا به معنی آزار و از بین بردن جذابیت هایی که شاید بطور غریزی بدان میلی باشد نیامده

بقول سهراب سپهری: چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید


____________
سیمای زنان در قرآن، سید خلیل خلیلیان، شرکت سهامی انتشار، چاپ دوم، 1352، ص103* 



© All rights reserved

Monday, 30 April 2012

زن = مرد

.
کتاب شاهزاده خانم (جین ساسون، ترجمه منیژه شیخ جوادی، نشرپیکان، 1387) داستانی واقعی است از زندگی زنی از طبقۀ اشرافی عربستان. در این داستان سلطانه (نام مستعار زنی که احتمالا با چاپ این کتاب زندگیش به خطر می افتد) پرده از رفتار وقیحانه مردان و واقعیت بردگی زنان این سرزمین برمی دارد

چهل و هفت زن شجاعی که قانون حاکم (اشاره به قانون منع رانندگی زنان) را زیر پا گذاشته بودند به زودی تحت شکنجه و" مجازات بنیادگرایان قرار گرفتند...شهامت آنها به از دست دادن شغل، گرفته شدن گذرنامه و ایذا و آزار خانواده شان منجر گردید" ص 218

شاید به نظر خواننده برخی از ماجراهای درج شده در کتاب اغراق آمیز باشد، ولی در کمال تاسف باید اعلام کنم که خیلی از جلوه های نکبت بار زندگی این زن (گرچه سلطانه زنی است از طبقه اشرافی و بسیار متمول که در جامعه عربستان ارزشی بالاتر از ارزش زنان طبقات فقیر دارد) می توانست زندگی برخی از زنان ایرانی باشد. زندگی زنانی که در تسلط کامل مردان و اسیر قوانین و سنت مردسالاری هستند

 لازم به تذکر است که در رابطه با آزادی زنان افکار، گفتار و رفتار هر یک از ما چه مستقیم و چه غیرمستقیم در کاهش یا افزایش میزان خشونت علیه زنان موثر است 

 با وجود شیر زنان و مردانی که در راه کسب حدافل حقوق انسانی خود و همنوعانشان سر به طغیان بر علیه منش ها و سنت های برده داری برداشته اند و مردانی که به مادران، خواهران، همسران و دختران خود نه به عنوان مخلوقاتی زیر دست و در خدمت آنان بلکه انسانهایی برابر می نگرند می توان به آیندۀ زنان خاورمیانه و از بین رفتن الگوی مکرر رنج زنان در این منطقه امیدوار بود


© All rights reserved