Friday, 31 December 2010

Stay away

Sorrow, anger and regret
mixed in the vessel of heart
simmered down by the fire of nostalgia
to a thick black residual of fate

I won’t let you share
the bitter taste of my destiny
suffering and torment
Don’t pass beyond my house's rusty closed gate!



ترکیب غصه
حسرت 
و کمی عصبانیت
با چاشنی اشک
در ظرف دل
بر آتش دلتنگی
 می جوشد تا
کم کم
معجون سیاهِ بخت 
شکل گیرد
و جیره امروز آماده شود
اگر دعوتت نمی کنم
و روزیم را شریک نمی شوم
 دلگیر نشو
هراس شرمندگی از کمبود رزق نیست
که فراوانی ست
سبد ماهی ست و دستان عیسی
ترسم از تلخی طعم اقبالی ست
که کامت را خواهد آزرد

© All rights reserved

Thursday, 30 December 2010

سرود اي ايران

شعر: حسين گل گلاب
سراینده آهنگ : روح‌الله خالقي  

--------------------------------------------------------------------------------
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاك ایران ما
سنگ كوهت دُر و گوهر است
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم
برگو بی مهر تو چون كنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون ، شد پیشه ام
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما
پاینده باد خاك ایران ما

A magical view

Tunisia

© All rights reserved

Tuesday, 21 December 2010

Happy Yalda

Happy Yalda
Originally uploaded by Shahireh

شب چله رو خیلی دوست دارم
تو طولانی ترین شب سال بهانه ای برای جشن گرفتن داشتن
تو اوج تاریکی به روشنایی بعدش فکر کردن و امیدوار ماندن
خوراکی ها رو با هم شریک شدن و شبی سراسر افسانه بافتن
ممنون از پدران و مادرانمان برای این جشن
شب یلدای همگی گرامی باد


Tonight is the Yalda night . It is the longest night of the year (in the northern hemisphere), one the Persian Celebration and it is still celebrated as the start of the days becoming shorter
Have a fantastic Yalda ;)

Some of my photos


An eyeful of peace
Originally uploaded by Shahireh

 


Invasion!
Originally uploaded by Shahireh


 

شماره تلفن
Originally uploaded by Shahireh

Sunday, 19 December 2010

A Doubtful Trust

Green on the trunk of a palm tree

The sky of thoughts with its grey clouds of uncertainty is charged with hesitation, again .Maybe lightning of hope and thunder of desire ends as the rain of reliance,

گمانی شک آلود
ابرهای خاکستری تردید که آبستن توهم اند
باز هم آسمان تفکر را پوشاندند
آیا پس از رعد ایمان و برق امید
یقین بر گلبرگهای تشنه ی حسی قدیمی
خواهد بارید؟

© All rights reserved

Friday, 17 December 2010

The tiles behind the window

Tunisia

طرح کاشی پشت پنجره

© All rights reserved

چو ناکس به ده کدخدایی کند، کشاورز باید گدایی کند

اگرچه که با همه نکات این شعر موافق نیستم،ولی بعضی اشعار را نمی شود خواند و بی تعمق گذر کرد، تا نظر شما چی باشه

_______________

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم