Sorrow, anger and regret
mixed in the vessel of heart
simmered down by the fire of nostalgia
to a thick black residual of fate
I won’t let you share
the bitter taste of my destiny
suffering and torment
Don’t pass beyond my house's rusty closed gate!
ترکیب غصه
حسرت
و کمی عصبانیت
با چاشنی اشک
در ظرف دل
بر آتش دلتنگی
می جوشد تا
کم کم
معجون سیاهِ بخت
معجون سیاهِ بخت
شکل گیرد
و جیره امروز آماده شود
اگر دعوتت نمی کنم
و روزیم را شریک نمی شوم
دلگیر نشو
هراس شرمندگی از کمبود رزق نیست
که فراوانی ست
سبد ماهی ست و دستان عیسی
ترسم از تلخی طعم اقبالی ست
که کامت را خواهد آزرد
© All rights reserved
