Sunday, 22 March 2026

Conflict

حس این روزها سردرگمی، بی‌اعتمادی و گیرافتادن میان نیروهایی است که هرکدام ادعای «حق» دارند. لحظات قطب‌نمایی اسیر چنگال آهن‌ربایند: بی‌فایده، نامطمئن و پریشان. وقتی نیت تحریف می‌شود و قصد مبهم، حتی ابزار هدایت هم دیگر نمی‌تواند قابل اعتماد باشند. جنگ فقط زمین یا منابع را نمی‌گیرد، بلکه درک ما از حقیقت را هم می‌رباید. وقتی هر جبهه خود را ناجی می‌داند، مرز میان حق و باطل نه‌تنها مبهم، بلکه گاه بی‌معنا می‌شود. و در چنین فضایی، انسان عادی—«ما»—مانده‌ایم با تردید، با گیجی، و با دیوارهایی که خودمان یا دیگران در ذهن‌مان ساخته‌اند. در بهت بعد فاجعه و تخریب صداها خاموشند، آنچه باقی می‌ماند، یقینِ خودساخته‌ی ماست. و شاید همین خطرناک‌ترین بخش باشد؛ چون دیگر منطق به چالش کشیده نمی‌شود. شاید رهایی نه در پیدا کردن «جبهه‌ی درست»، بلکه در شک کردن به همین یقین‌های مطلق باشد. شک، در چنین جهانی، می‌تواند شبیه همان قطب‌نمایی باشد که هنوز کاملاً از کار نیفتاده—هرچند لرزان.

Moments more than ever have become like a compass caught in the grip of a magnet: worthless, uncertain, and restless. War itself is the magnet, one that steals not iron, but conscience—plundering it away.

The fields that surround us are seeded with mines, and the decisions made for us are tainted with ulterior motives. Every front proclaims itself the savior of the people, and in the midst of it all, we are left to deal with destruction while reeling in confusion.

No voice can pass through the thick walls of our conquered beliefs—only our own. Perhaps freedom lies not in finding the “right side,” but in questioning these very absolute certainties. In such a world, doubt may be like a compass that hasn’t completely failed—though it trembles.

© All rights reserved

No comments: