Showing posts with label پنجره. Show all posts
Showing posts with label پنجره. Show all posts

Tuesday, 7 December 2021

هنگامه ی خاطرنوازی


گه چاره‌ای جز تسلیم به جبر 'گذاشتن و گذشتن' نیست. گه چنان باید از تنگه‌ی توفان خیز و سهمگین زندگی عبور کنی که گویی با نجوایی شورانگیز در بازه‌ی آن سوی آوردگاه هستی به سحر فراخوانده شدی. هرچند معمولا فرانمی‌خواندت، بدون رعایت آداب احضارت می‌کنند. پیرایه زندگی را که به بهانه‌ی تولد بر تنت پوشانده بودند حال با خشونت می‌درانند که حکم چنین است. تصادف بوده یا انتخاب نمی‌دانم ولی مسلما موهبت نبوده. می‌گویند تقصیر خودت است. قانون جذب را پیش می‌کشند و می‌خواهند باور کنی که خود از کائنات وعده گرفته‌ای که زنجیر بر دست و پایت ببندند.  اگر کارمایی هست پس فوج فوج ددهای انسان نما بین مردم دل شکسته چگونه به بازی و مستی مکرر نشسته‌اند؟ فرصت سوال و جوابی نیست. دمی آمدیم و به آنی می‌رویم. از میان خاطرات گنگ و نیمه محو شده، لبخندها و یاد تماشای طبیعت در قاب پنجره‌ را در ساکت می‌گذارم. آنها را همراه داشته باش و بس. 

© All rights reserved

Monday, 6 April 2015

پنجره ی همچنان بسته

Copenhagen, Denmark

Spring came, the tree outside his window blossomed, but his window remained shut.

.شکوفه ها باز شدند ولی پنجره ی اتاق او همچنان بسته ماند

© All rights reserved

Friday, 3 October 2014

خشت + کاشی + چوب و مقداری هم خلاقیت







Mashhad, Iran

آب را گل نکنیم" و پنجره هایی این چنین زیبا را نابود"

اگر امکانش بود، تمام پنجره های قدیمی شهر را می خریدم و در جایی حفظ

© All rights reserved

Sunday, 13 April 2014

پنجره اتاق


مسیحا نفس
امروز هوا بهاری بود. کمی سرد بود ولی دیدن آفتاب خیلی، خیلی ... غنیمت بود



© All rights reserved