Thursday, 17 September 2009

مرید

Manchester, UK

آهسته آمدی، خیلی آرام
شاید حتی پاورچین
از پشت نقابی توری
با تردید
درودی فرستادی
به کسی که چشم انتطارت نبود

وقتی بودی
محسورحس وحشی نگاهت شدم
دلتنگ تو و آوازهای مغمومت
دعوت پر اوهام و جسورانه اولت
و سفرهایی که میرفتیم
نه به راهی طولانی، که به خلوتی دور

ولی امشب تو را به گونه ای دگر یافتم
بی هیچ تعلق خاطری با سردی نگاهم کردی
نوایی در گوشم خواند، "فراموشش کن
"وابسته نبودن خود نوعی آزادی است
دریغا، که من این آزادی را نمیخواهم
و صلاح راه را نمی جویم

(16/09/09)
© All rights reserved

Monday, 14 September 2009

وفور محصولات 100% خارجی

North of Iran

They were cooling off in the shadow of a lorry parked alongside the road. Just above where they sat, there was a sign indicating that imported tea was on sale there.

It probably was reassuring to this man to know that imported products were readily available, when it was so hard to find anything authentic. Even handmade products all had ‘made in China’ stamped on them. I wonder about the future of these kids and millions like them.

این خانواده زیر سایه یک کامیون نشسته بودند
عجیب اینکه تابلویی که بالای سرشون دیده میشد
چای 100% محصول خارجی رو تبلبغ میکرد
همه چیز تو مغازه ها بود، الا اثری از محصولات داخلی
حتی صنایع دستی موجود هم از چین وارد شده بودند
وه! که چه خوشبختیم ما
و چه آینده ای دارند بچه هایی ما


© All rights reserved

جوون و جاهل


Hooligans committing another act of vandalism!
;D

بازم این جاهلا اومدند و کافه رو به هم ریختند

©All rights reserved

Thursday, 10 September 2009

need a deleting-reality rubber!

In our garden


Have you ever said something that later you come to regret it?

تا حالا شده که حرفی رو زده باشین و بعدا از گفتن اون پشیمون
آخه چرا هیپکس یک پاک کن برای چاره حرفهایی که نباید گفت ولی میگیم اختراع نمی کنه


© All rights reserved


Wednesday, 9 September 2009

remember 3 nines, remember me


090909 TODAY!!
Originally uploaded by *abro*


Today's date is 09/09/09
apart from it being an interesting combination of numbers, it's the day that I started writing a short story for the purpose of publishing it as a book. Good luck to me :))

__________

Thank you to Abro for designing this wonderful logo for me even without knowing it himself. : )))))))))
Thanks for your permission to use it here.


تاریخ امروز خیلی جالبه
09/09/09
جالبتر اینه که از امروز کار روی اولین داستانی که امیدوارم بعدها به عنوان اولین کتابم چاپ بشه رو شروع کردم
با آرزوی موفقیت برای خودم
:D

Tuesday, 8 September 2009

Feeding time

Wales, UK

For me the most important tool for photographing birds (after a good camera) is a piece of bread. I tend to get as near to them as possible, sit on one knee with the bread in one hand and camera in the other. All that remains is to wait. Don’t do what I do, though! At the very least you might end up with sore fingers.

فکر می کنم که بعد ازداشتن دوربینی با قابلیت گرفتن چندین عکس در ثانیه، نان مهمترین وسیله برای عکاسی از پرنده ها ست. معمولا سعی می کنم تا جایی که میشه به سوژه نزدیک بشم، زانو بزنم (با یک دست دوربین و دست دیگرتکه ای نان) و منتظر بمانم. خیلی طول نمی کشد که نان کار خودش را می کند. ولی در پایان از انگشتها چی باقی می ماند، فقط خدا می داند


©All rights reserved

Sunday, 6 September 2009

Enemy’s fighter planes

Gilan, North of Iran

Everywhere they followed
their mission: sucking our blood
Nothing could stop them
neither sunshine nor the cloud

جنگنده های دشمن
____________
خیلی بودند، خیلی
صداشون کر کننده
تشنه خونمون
وحشی و درنده
ته گوشمون رژه می رفتند
قدرت حملشون
از هوش برنده
 نیشهای اونا بدجور گزنده
تماسی کوتاه و بعد
خارشی کشنده


© All rights reserved